«اضطرابِ ندانستن»؛ ریشهی روانی که ما را به «برچسبزدن» سوق میدهد
در تازهترین رویداد علمی «کافه کتاب»، دکتر بنتالهدی موسوی، عضو هیئتعلمی گروه روانپزشکی دانشگاه، با واکاوی مرز ظریف میان تشخیصهای بالینی و کلیشههای ذهنی، «اضطرابِ ندانستن» را ریشهی روانی اصلی در سوق دادن افراد به سمت «برچسبزدن» دانست.
به گزارش خبرنگار وبدای دانشگاه،دکتر بنتالهدی موسوی، عضو هیئت علمی گروه روانپزشکی دانشگاه در رویداد علمی کافه کتاب به مرز باریک میان تشخیص و برچسبزدن اشاره کرد و با تبیین تفاوت میان «تشخیص بالینی» و «برچسبزدن»،گفت: برچسبزدن زمانی رخ میدهد که یک تصویر از پیشساخته و کلیشهای، جایگزین مواجهه واقعی با فرد و اطلاعات مستند او شود. وی هشدار داد که در چنین شرایطی، نام یک اختلال میتواند بهطور نادرست مبنای قضاوت درباره تمام شخصیت، تواناییها و آیندهی انسان قرار گیرد.
ریشهیابی اضطرابِ ندانستن
وی در ادامه این سخنرانی، به بررسی روانشناختی علت پناه بردن به کلیشهها پرداخت و افزود: مواجهه با افراد یا موقعیتهای ناآشنا میتواند «اضطرابِ ندانستن» را در انسان برانگیزد. افراد گاهی برای رسیدن به احساس قطعیت، به دانستههای «منجمد» و برداشتهای آماده تکیه میکنند؛ هرچند این نگاه شاید از اضطراب لحظهای بکاهد، اما مانع از شناخت واقعی و عمیق فرد میشود.
وی افزود: اگرچه تشخیص برای روند درمان ضروری است، اما نباید فراموش کرد که هر فرد مبتلا، انسانی با تاریخچه، روابط و پیچیدگیهای منحصربهفرد است که باید فراتر از عنوان تشخیصیاش دیده شود.
نقش جامعه و ضرورت تغییر نگاه
بخش دیگری از گفتوگو به تصویر «امینآباد» و مرکز روانپزشکی رازی در ذهن جامعه اختصاص داشت. در این بخش، نقش زبان روزمره، آموزش و تجربهٔ بیماران و خانوادهها در شکلگیری یا کاهش انگ بررسی شد. همچنین بر تصمیمگیری بر پایهٔ شواهد و معیارهای منصفانه، شنیدن صدای افراد دارای تجربهٔ زیسته و فراهمکردن محیطی امن و محترمانه برای کمکگرفتن تأکید شد تا از بازتولید کلیشهها در جامعه جلوگیری شود.
پایان پیام/
نظر دهید