کودکان در میان آتش جنگ؛
آسیبهای پنهان جنگ بر روان کودکان نیازمند مداخلات فوری است
متخصصان روانپزشکی کودک و نوجوان دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی با اشاره به آسیبهای عمیق روانی و رفتاری ناشی از جنگ بر کودکان، بر نقش حیاتی والدین، معلمان و مداخله بهموقع در کاهش این صدمات تأکید کردند.
به گزارش خبرنگار وبدای دانشگاه، در جنگهای معاصر، کودکان بهطور مستقیم و بهصورت فزایندهای در معرض خشونت قرار میگیرند. تجربیات تلخی نظیر مشاهده مرگ عزیزان، آسیبهای جسمی، جدایی از والدین و یا حتی مشارکت اجباری در درگیریها، ذهن کودکان را با ضرباتی عمیق مواجه میکند. این تجربیات متنوع، از تخریب منازل گرفته تا جابجاییهای اجباری، منجر به از دست رفتن شبکههای حمایتی و انزوای شدید خانوادهها میشود.
واکنشهای روانی و رفتاری کودکان در بحران
جدا شدن از محیطهای آشنا و از دست دادن امنیت، کودکان را در معرض واکنشهای اضطرابی شدیدی قرار میدهد. از جمله این پیامدها میتوان به اضطراب جدایی، فوبیاهای مرتبط با مدرسه، شکایات روانتنی، اختلالات خواب، غمگینی مفرط، پرخاشگری و در نوجوانان، سرکشی و رفتارهای چالشبرانگیز اشاره کرد. جالب توجه است که گاهی کودکان برای محافظت از والدین خود، ترسها و تجربیات خود را پنهان میکنند، در حالی که عدم درک این تغییرات رفتاری توسط بزرگسالان، میتواند به تشدید بحران منجر شود.
نقش حیاتی والدین و معلمان
دکتر نسرین دودانگی و دکتر نسترن حبیبی، فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان و استادیار دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی خاطرنشان میکنند که کودکان در شرایط جنگی، به حمایت عاطفی مضاعف نیاز دارند. ایجاد یک محیط امن و حمایتگر، از طریق پاسخگویی صادقانه به سوالات، توجه به نگرانیها و تشویق کودکان به بیان احساسات، از ارکان اصلی مدیریت این بحران است.
راهنمای عملی برای والدین و مربیان:
متخصصان روانپزشکی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی برای کاهش اثرات مخرب بحرانهای جنگ بر کودکان، توصیههای زیر را ارائه میدهند:
- حفظ ثبات: از جدایی کودکان از مراقبان اصلی آنها خودداری کنید و تلاش کنید فعالیتهای روزمره عادی را تا حد ممکن حفظ کنید.
- شنیدن فعال: با حساسیت به صحبتهای کودکان گوش دهید و به آنها اطمینان دهید که واکنشهایشان در برابر شرایط دشوار، طبیعی است.
- حمایت از نوجوانان: نوجوانان را به اشتراکگذاری تجربیات با همسالان تشویق کنید و به آنها کمک کنید تا باورها و تعارضات خود را شناسایی کنند. همچنین، مشارکت در فعالیتهای بازسازی جامعه پس از صلح میتواند به آنها معنا و هدف ببخشد.
- نقش مدرسه: مدرسه به عنوان یکی از مهمترین بسترهای ایجاد ثبات و نظم در زندگی کودکان، نقش کلیدی در بازگرداندن احساس امنیت به آنها ایفا میکند.
اگرچه تجربیات تلخ جنگ میتواند جای زخمهای عمیقی در روان کودکان باقی بگذارد، اما با مداخله بهموقع، حمایت عاطفی مستمر و رویکردهای علمی، امکان کاهش این آسیبها وجود دارد. توجه به سلامت روان کودکان نه تنها یک ضرورت پزشکی، بلکه یک مسئولیت اخلاقی و اجتماعی برای تمامی نهادهای خانواده، آموزش و سلامت است تا بتوانیم نسلهایی مقاومتر و سالمتر را برای آینده آماده کنیم.
پایان پیام/
نظر دهید